تبليغاتX
دوستانه

وقتی تو شب گم می شدم ستاره شب شکن نبود 

میون این شب زده ها کسی به فکر من نبود 

وقتی تو شب گم می شدم همخونه خواب گل می دید 

 همسایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده می چید 

آواز خون کوچه ها شعراش رو از یاد برده بود

چراغ ها خوابیده بودن ، شعلشون رو باد برده بود

آخ اگه شب شیشه ایی بود ، پل به ستاره می زدم

شکسته آینه شب رو ، نیزه خورشید می شدم

آخ اگه مرگ امون می داد ، دوباره باغ می شدم   

تو رگ یخ بسته شب نبض چراغ می شدم

آخ که تو اقیانوس شب سوختنم رو کسی ندید 

 تو برزخ بیداد شب کسی به دادم نرسید

وقتی تو شب گم می شدم دلم می خواست شعله بشم

رو سایه های یخ زده دست نوازش بکشم

دلم می خواست آشتی بدم تگرگ رو با اقاقیا 

خورشید مهربونی رو مهمون کنم به خونه ها.

 Ta ra neh ha

+ نوشته شده توسط سمیه در جمعه 2 آذر1386 و ساعت 1 قبل از ظهر |